جُحْفه : به ضم جيم وسكون حاء مهمله يكى از مواقيت احرام است مسافت پنج مرحله وثلثان مرحله از مدينه .
جداجد : به دو جيم ودو دال مهملتين جمع جدجد به معنى زمين مستوى در سفر هجرت مذكور است ميان ذي كشب « 1 » واجرد .
جُدّ الأثافي : به ضم وتشديد به معنى چاه قديم از واديهاى [ 133 - ب ] عقيق است وهمچنين جد الموالى وذو اثيفيه « 2 » نيز از اوديهء عقيق است .
جذمان : به ذال بر وزن عثمان از مواضع أوس است ودر آنجا ، اطمّى نيز بود كه تُبع نخل آن را بريده .
جراديح : به فتح جيم ودال وحاء مهملتين ، چند عقبهء سياه است در ميان سويقه ومثعر .
جرف : به ضمتين يا به ضمه وسكون را آبى است در ميان مَحَجَّهء شام است تا قصاصين بر سه ميلى مدينه در جهت شام .
جُرهشام : به فتح جيم وتشديد راء مهمله ، سقايهاى است از آن هشام بن إسماعيل در عقيق .
جَزْل : به فتح جيم وسكون زاي معجمه به معنى هيزم خشك ، واديى است كه به اضم ملاقى مىشود در ذي المروه وبه أو منسوب است سقيا الجزل .
جفاف : به كسر جيم ودو فا ، موضعي است معروف در عوالي مدينه مشتمل بر باغهاى خوب وبستانهاى مرغوب .
جفر : به معنى بزغالهء چهار ماهه ، چشمهاى است در ناحيهء ضرّيه وآبى است قريب فرش ملل .
الجلسى « 3 » : به فتح جيم ، زمين نجد است .
هامش
( 1 ) - ل : كشد .
( 2 ) - م : اثيفه .
( 3 ) - ل ، م : الجلس .