انتهى قول عياض .
ثور : به لفظ اسم نرّه گاو « 1 » در حدود حرم مدينهء مذكور است .
ثيب : به فتح ثاء مثلثه وسكون ياى تحتانيه وبعد از آن باء موحده نيز از حدود حرم مدينه است . ابن زباله گفته كه ثيب كوهى است در شرقي مدينه وبعضي گفتهاند كه ثيب است به فتح مثلثه وسكون ياى تحتانيه وفتح همزه وبعضي ديگر يثيب گفتهاند مضارع ثاب - واللَّه اعلم .
حرف الجيم
جار : قريهاى است بر ساحل بحر مدينه كه در قديم بندر كشتيهاى مصر وحبشه بوده . ميان أو ومدينه يك شبانه روزه راه است .
جاعس : به عين وسين مهملتين بر صيغهء اسم فاعل . اطمّ بنى حرام است در غربى مساجد فتح .
جَبار : به موحده ودر آخر راء مهمله ، موضعي است در جهت حباب « 2 » از ارض غطفان .
جَبْانه : بر وزن ندمانه كه به معنى مقبره است ، موضعي است ، در شامي مدينه نزد ذباب .
جبل بنى عبيد : در منازل ايشان است در غربى مسجد فتح .
جَبوب : به فتح جيم وبه دوباى موحده در أصل زمين غليظ است واز اين مقولة است جبوب المصلى در شعر بعضي شعرا .
جثجاثه : سيل عقيق به آنجا مفضى مىشود وجثجاثه در ميان حليفه وثنيهء شريد است ودر قديم در آنجا قصرها بوده .
جَحّاف : به فتح جيم وتشديد حاء مهمله مالي است در عوالي مدينه به جانب سميحه « 3 » .
هامش
( 1 ) - ل : ثره كاو .
( 2 ) - ل : جناب .
( 3 ) - ل : سميخه .