از أبو سعيد خدري - رضىاللَّه عنه - مروى شده كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - به شهدا مىآمد وفرزندان وعيالان ايشان را تعاهد مىنمود ، روزى با أبو سعيد خُدرى آمده گفت كه آيا نزد تو سدر هست كه سر خود را بشويم كه روز جمعه است [ 115 - آ ] گفت آرى وسدر بر آورده به همراهى آن سرور به بُصه آمد ، پس آن سرور سر مبارك خود را شسته ، غساله آن را به آن چاه انداخت واين چاه نزديك بقيع است در راه قبا والزكوي « 1 » بن صالح در محل اطمى كه آنجا بوده منزلي ساخته وچاه را از زينهها بنا كرده وحديقهاى را كه اين چاه در اوست شيخ خُدام ، ريحان بدري شهابى « 2 » بر فقراى صادر ووارد وقف كرده .
بئر بُضاعه
مشهور ضم موحده است كه وكسرش نيز منقول است وضادش معجمه است وبعضي مهمله نيز گفتهاند وعينش مهمله است ودر آخرش ، هاست واين چاه در غربى بئرحاء « 3 » است مايل به جهت شمال . به روايت صحيح از أبو سعيد خُدرى - رضىاللَّه عنه - منقول است كه گفت : رسول را - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - شنيدم وحال آنكه به أو گفته مىشد كه از براي تو از بئر بضاعه « 4 » آب مىآرند وحال آنكه چاهى است كه در آن گوشت سگان وخرقههاى حيض وگندگى مردم را مىاندازند ، پس آن سرور - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود كه آب ، پاك سازنده است هيچ چيز أو را نجس نمىسازد ودر روايتي الّا آنچه غالب شود بر بوى وطعم ورنگ أو .
مروى شده كه آب دهان مبارك را به آن انداخته وبه دست مبارك از آنجا آب كشيده وايضاً مروى شده به روايت ثقات كه در حق أو به بركت دعا كرده ودر حديث ديگر آنكه در آنجا وضو ساخته وآب وضو را در آن چاه انداخته ودر أيام با بركات سيد كاينات - عليه أفضل الصلوات - مريض را به آب آن چاه مىشستهاند وعافيت مىيافته ودر روايتي آنكه
هامش
( 1 ) - م ول : زكوي . وفاء الوفا : زكىالدّين بن أبي الفتح بن صالح . ج : 3 ، ص 955 .
( 2 ) - وفاء الوفا : بدري شهامى ، ج : 3 ، ص 955 .
( 3 ) - م : درع بئرحاست .
( 4 ) - ل : بصاعه .