نموده به اين دو كس فرمود كه برويد به اين مسجدى كه ظالم است أهل أو وهدم كنيد آن مسجد را وبسوزانيد آن « 1 » را . پس آن دو تن به موجب فرموده ، زود رفته آنچه فرموده بود به تقديم رسانيدند ودر روايتي آنكه چون آن جوانمردان به موجب فرموده آمدند وآتشى در سعف خرما افروخته با هم داشتند أهل آن مسجد را در آنجا يافتند پس آن را سوختند واز بنيادش برانداختند . وامرى واجب الامتثال سمت صدور يافت كه محل آن مسجد را كناسه يعنى خاكروبه سازند كه مرماى جيفههاى گنديده وخاكروبههاى نجاست رسيده وفلاكت ديده باشد ودر بعضي آثار آمده كه از محل آن دود آتش مشاهده شده [ است ] .
هامش
( 1 ) - ل : بسوزيد أو .