أهل مدينه وغيرهم از آفاقيان وغربيان در مدينهء شريفه احداث نموده .
از آن جمله : يكى رباط ومدرسه است كه مذكور شد در غايت حسن وگشادگى .
ديگرابدال كتابها ومصحفها وربعهاى سوختهاست بهكثرت هرچه تمامتراز أنواع علوم .
ديگر سبيل آب وخراس آرد وفرن ومطبخ براي دشيشه « 1 » يعنى بلغور « 2 » ، ووكالة مشتمل به خانهها .
ديگر سماطى براي أهل مدينه ترتيب نمود كه پيش از أو هيچ كس نكرده بود .
تفضيلش آن است كه قبل از اين واقعه خانههاى عياسا « 3 » كه جماعتى از شرفاى مدينه بودهاند وحوالي آن را به مصلحت اين سماط خريده بود وبعد از عمارت مسجد بقاعى كه مذكور شد در آنجا بنا نمود وبراي سماط أوقاف بىنهايت تعيين نمود از آن جمله هفت هزار وپانصد « 4 » اردب گندم براي اين سماط مقرر ساخت وبراي هر نفرى هفت اردب مصرى كه پنج مُدّ مدنى مىشود تعيين نمود ودر اين تعيين ميان صغير وكبير وبنده وآزاد تسويه فرمود واز براي آفاقيان براي هر نفرى دو قرص نان وآن مقدار دشيشه كه كافى « 5 » باشد مقرر گردانيد وديگر ابطال كرد مكوس . يعنى تمغاى مدينه را ودر عوض آن هزار اردب گندم به أمير مدينه مقرر ساخت كه از مصر بار كرده به ينبع كه بندر مدينه است آورده تسليم أو كنند ودر سال هشتصد ونود ويك شجاعى شاهين جمالى را ناظر حرم [ 86 - آ ] وشيخ خدام را ناظر سماط مذكور ساخته فرستاد وپيش از آنكه أو بيايد ، أعالي قبه ترقشها پيدا كرده بود ومنارهء رئيسيه نيز ميل كرده وقبه را ترميم كرده بودند وترميم فايده نكرده به جهت خسّت مؤنت وأسباب أو وچون شجاعى مذكور آمده به أهل خبرت ووقوف مشاورت فرمود مقتضاى شور آن نمود كه أعالي قبه را بعد از هدم تجديد كنند ومناره را به تمام انداخته به اندك اختصارى از أول تأسيس نمايند پس شاهين مذكور أموري كه سبق ذكر يافت همه را با حسن وجوه به تقديم رسانيد - جزاه اللَّه خيرا .
هامش
( 1 ) - خلاصة الوفا : « جشيشه » ص 294 .
( 2 ) - ل : بلغوره .
( 3 ) - وفاء الوفا : عباسا ، ج : 2 ، ص 644 .
( 4 ) - م : ندارد .
( 5 ) - د : كفايت .