در روايتي آنكه چون در برابر امام ايستاده شوى در نماز ، همهء حجرهها در يسار تو بُوَد .
امام مالك از ثقة روايت كرده كه بعد از وفات رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - مردم به « 1 » حُجرههاى أزواج طاهرات - رضىاللَّه عنهن - مى درآمدند ونماز مىكردند در روز جمعه ومسجد تنگ مىشد بر اهلش واين حجرهها از مسجد نبود ليكن درهاى آنها در مسجد بود .
ابن سعد گفته : سوده خانهء خود را به عايشه وصيت كرد واولياى صفيه خانهء أو را به معاوية فروختند وخانهء عايشه را نيز خريد وشرط كرد كه ما دام كه عايشه در حيات است ساكن باشد .
در روايتي آنكه ابن زبير خريد به شرط مذكور اما حُجرهء شريفهء فاطمه - رضىاللَّه عنها - در اين موضع بود كه ميان أو وميان خانهء رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - يعنى حجرهء عايشه خوخهاى بود وگفتهاند كه طهارت خانهء آن سرور در آن جانب بود ، هر گاه كه به طهارت خانه رفتى از آن خوخه به فاطمه - رضىاللَّه عنها - نظر كردى وحال أو را دانستى ، يك بار عايشه نيم شبى به طهارت خانه درآمد وميان أو وفاطمه گفت وگوى شد . پس فاطمه - رضىاللَّه عنها - از رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - درخواست كرد كه آن خوخه را سدّ كند . پس به التماس أو مسدود گشت « 2 » وعايشه گفت يا رسول اللَّه ما در شب به طهارت خانه مىرويم وچيزى را از اذى « 3 » نمىيابيم . فرمودند كه از أنبيا ظاهر مىشود اذى [ اما آن را ] زمين فرو مىبرد .
مخلّص سخن در شأن [ 64 - ب ] حجرهء فاطمه « 4 » - رضىاللَّه عنها - آنكه در ميان مربعه قبر شريف واستوانه تهجّد بود وعُرس أو - رضىاللَّه عنها - در نزد استوانى كه محراب متهجّد يلي آن شد در موضع خانهء أو - رضىاللَّه عنها - غير اين نيز گفتهاند وآن بعيد است وموضعي كه مردم احترام آن مىكنند ومىگويند كه قبر مبارك فاطمه -
هامش
( 1 ) - م : در . ل : به ندارد .
( 2 ) - ل : منسد شد .
( 3 ) - اذى : پليدى .
( 4 ) - م : ندارد .