نه فقط قادر خواهد بود كه به فكر اقبال شكل فلسفى مداوم و منظمى بدهد بلكه مىتواند نمودهاى علمى و افكار فلسفى جديدى را كه با تمايلات فكرى اقبال مطابق باشد به شكل نظام منظمى درآورد و به اين ترتيب موجبات تقويت و تأييد فلسفهء اقبال را فراهم كند .
ناگفته پيداست كه پيشرفت فلسفهاى كه مبتنى بر مفهوم واقعى حقيقت باشد ناگزير است راه را براى پيشرفتهاى وسيعتر ديگرى هموار كند ، بنابراين وقتى كه فلسفهء خودى اقبال به شكلى تنظيم يافته و در نتيجه تكامل يافتهترى ظهور كند منتهى به تكامل بيشترى خواهد شد و اين تكامل سير بىانتهايى خواهد داشت زيرا كليهء نمودهاى روزافزون مربوط به سه رشته عمدهء علم ، اجزاى لاينفك آن خواهند بود .
بدين ترتيب متفكران و فلاسفه به طبع و توسعه ، تحكيم و تشريح فلسفهء اقبال تا پايان جهان شركت خواهند داشت . بيم آن نمىرود كه شركت آنها به هيچ صورتى از جهت فلسفهء اقبال ، بىرمق يا بىرونق شود .
قبلًا به تفصيل توضيح داده شد كه به چه علت براى تكامل فلسفهء صحيح نمىتوان پايانى قايل شد . از طرف ديگر به لحاظ اينكه نمودهاى علمى با فلسفههاى مبتنى بر مفهوم خطاى حقيقت سازگار نيستند پس از تكامل اين نمودها و پيشرفت علم ، حقانيت ساختگى و نارواى فلسفه خطا خود به خود كمتر مىشود ، تا اينكه به كلى ناپديد مىگردد . مقصود اين است ، كه تشريح و توضيح فكر اقبال بالاخره ما را به عصر و زمانى خواهد رسانيد كه فقط يك فلسفه باقى بماند و بس و آن فلسفهء خودى اقبال است و در آن زمان يا ساير فلسفهها مردهاند يا مانند داستانهاى عصر جاهليت بشر باقى ماندهاند
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 523
مساهمون: أحمد أمين
ص٥٢٣