ترازوى وجود اثبات مىكند . « 1 »
اقبال دربارهء تعليم و تربيت به طور واضح و صريح مىگويد :
علم از سامان حفظ زندگى است * علم از اسباب تقويم خودى است
علم و فن از پيش خيزان حيات * علم و فن از خانه زادان حيات
در تشريح اين مطلب مىگويد : « علم ابزارى است براى حفظ حيات و سر و سامان دادن به زندگى ، و همچنين براى قوام دادن و تثبيت ذات بشر . علم يكى از وسايل و اسباب كار است ، و به منزلهء غلامان خانهزاد زندگى هستند » .
از اين بحث مىتوانيم مقاصد و نتايج ديگرى را نيز استنباط كنيم بدين قرار :
الف . تحصيل يا تعليم و تربيت بايد به انسان نيرويى دهد كه زندگى شرافتمندانه و عادلانه و معمولى داشته باشد ؛
ب . تحصيل يا تعليم و تربيت بايد وسيلهاى براى احياى ضرورت اقتصادى ، علمى و تكنيكى ملّت باشد و به همين مقدار قانع نباشيم كه از توجّه به اين اصول به هيچ وجه غفلت نكردهايم بلكه بايد به شكل مثبت و به صورت قاطعى براى انجام و اجراى آن كوشا باشيم ؛
ج . در تحصيل يا تعليم و تربيت بايد عملًا شوق و شور و دعوتى نهفته باشد تا اينكه هر فردى بتواند ثبات اقتصادى و استقلال اجتماعى خود را به دست آورد .
بنابراين روش تعليم و تربيتى كه با توجّه به اين مقاصد و هدفها پايهگذارى شده باشد مىتواند به آمال و آرزوهاى اقبال تجسم بخشد و براى بشريت بركتى نيز باشد .
هامش
( 1 ) . مراجعه شود به كتابReconstruction of Roligious thought inblam p . 53.