شركت كنند » . « 1 »
موضوع آخرين خطابه اين است : « آيا دين امكانپذير است ؟ »
اين مسألهء اساسى براى بشريت بسيار مؤثر است ، به خصوص امروزه كه جهان در جستجوى تحصيل يك اصل اساسى برآمده است و مىخواهد به وسيلهء آن براى فرزند انسان صلح و آرامشى موزون و هماهنگ فراهم كند ، امكان ندارد با بيانى بهتر از بيان اقبال بتوان به اين پرسش پاسخ داد .
اقبال مىگويد : « . . . و دين با توجّه به مفاهيم و جلوههاى عالىتر و راقىتر آنكه نه يك رشته عقايد و اصولى است كه به حكم كليسا بايد بر مردم تحميل شود و نه شغلى است كه وسيلهء كسب كشيش و ملا باشد و نه يك رشته قيود و آداب و رسوم است ؛ بلكه وسيلهاى است كه اخلاقاً مىتواند نسل جديد را براى تحمل بار مسؤوليتى كه با پيشرفت علوم جديد ضرورت همراهى دارد مهيا سازد ، و در ضمن آن نوع ايمانى را به انسان مىدهد كه در پناه آن بتواند در اين جهان و در جهان آينده ، شخصيتى احراز كند . اين عمل فقط بدين طريق ميسر است كه انسان به مرحلهء راقىترى صعود كند و از آنجا دورنماى جديد اصيل گذشته و منظرهء جديد آينده خود را در نظر آورد ؛ آنگاه منشأ و مال خودش را ببيند . اين چنين كسى بالاخره خواهد توانست بر اجتماعى كه تحت تأثير معارضات و رقابتهاى غير انسانى به وجود آمده است ، و بر مدنيتى كه وحدت معنوى خودش را در نتيجهء تصادم ارزشهاى درونى يا مذهبى و سياسى از دست داده است ، چيره شود .
حقيقت امر اين است كه مسير و مدار علمى و مذهبى با اينكه داراى
هامش
( 1 ) . احياى فكر دينى در اسلام ، ص 192 .