روشهاى متفاوتى هستند از لحاظ هدفهاى نهايى كه دارند به يكديگر مىرسند . در حقيقت علاقهء دين براى وصول به حقيقت بيشتر از علاقه به علوم طبيعى است .
با توجّه به آنچه گفته شد ملاحظه مىكنيد كه خلاصه و موجزى از موضوعات و مسائلى كه اقبال ضمن ايراد هفت خطابه بحث كرده است بيان شده است .
ماهيت موضوعاتى كه مورد بحث قرار گرفت و روش فلسفى بحث دربارهء آن و هر نوع كوششى را كه در تلخيص آن به عمل آيد ، موجب آن مىشود كه با اشكالات گوناگونى مواجه شود . پارهاى از اين مشكلات ، به وسيلهء نقل مطالب سودمند و پرمايهء اقبال مرتفع شد ، و در اكثر موارد امكان نداشت بيانى وافىتر از بيان اقبال به كار برد .
از آنچه قبلًا گفته شد ، اهمّيّت زيادى را كه اقبال براى اين مسائل قايل بوده ، در اين خطابهها محسوس و مشهود است . اقبال هنگامى كه وارد بحث در اين موضوعات مىشد ، معرفت عميق فكر اسلامى ، مطالعه و تحقيق دقيق در قرآنشناسى ، تسلط بر علوم طبيعى و آشنايى با طرز فكر اروپايى مقرون با اصالت فكر از خود نشان مىداد .
براى بحث در اين زمينهها مردى شايستهتر و لايقتر از اقبال وجود نداشت . جهانيان عموماً و ملات سلام خصوصاً دِين بزرگى به اقبال دارند ، زيرا طريقى را كه « اصل حركت » بايد اجازه داشته باشد تا در فكر دينى كارگر شود اقبال نشان داد و ثابت كرد كه اگر انسان بخواهد مسائل گوناگون معنوى و اخلاقى را كه در حال حاضر گريبانگيرش شده است حل كند ، راهش همين است و بس . بسيارى از نويسندگان ، اقبال را تواناترين قهرمان نهضت عقلى و استدلالى اسلام مىدانند و روش او را در اين زمينه به عنوان علم كلام جديد مىستايند .
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 392
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٩٢