ديگران بود . مسلمان آن روز خون را از همهء رگهاى باطل مىكشيد و قانون عمل در حيات او جوهر بود نه عرض ، و بعد از خدا به نيروى بازويش تكيه داشت و از مرگ نمىترسيد ، بلكه از خدايى مىترسيد كه آفرينندهء مرگ و حيات است .
دولت گذشتگان و فقر و زهد على كجا رفت ؟ ديگر از فضايل مسلمين و از مواريث مؤمنين آن روزها چه مانده است ؟ مسلمين آن روز پشت و پناه يكديگر بودند و شما دشمن يكديگريد . تا چه حد از نيكوكاران غيبت مىكنيد و آنها را تخطئه مىكنيد .
مسلمانان نيكوكار با اينكه پيشوايان پرهيزكاران بودند عيوب مردم را مكتوم مىكردند . آيا توقع داريد كه هر يك از شما بدون عزم و تصميم ، و بدون قلب سليم به اوج ثريا برسيد و جاى كسانى را بگيريد كه تخت كسرى و تاج كيقباد و فغفور را گرفتند و عظمت قياصره را احراز كردند ، در صورتى كه شما به سخنرانى و سخنسرايى دلخوش و با اوهام و خرافات سرگرم هستيد !
مسلمين صدر اسلام ، قبل از آنكه بر ديگران حكومت كنند ، حاكم بر نفوس خودشان بودند . آنها معمار و بانى بناى برادرى و اتحاد ملّت بودند و اكنون شما حتّى از مودت و محبت خانواده بىبهرهايد .
زندگانى آنها عمل بود ولى زندگانى شما هوس و آرزوست . شما در جستجوى گل هستيد و نمىتوانيد آن را به دست آوريد ولى آنها مالك بوستان جهان و رضوان آخرت بودند . هنوز ملل جهان با سرود عظمت و مجد آنها تغنى مىكنند ، و روزگار فعلى نيز به ياد ايام آنها عطر افشانى مىكند . آنها ستارگان آفاق بودند و نور اخلاق با حرارت ايمان مىزيستند و معتكف بيت معمور بودند . از خانه دست كشيدند و بر فراز ستارگان مأوى گزيدند . اما جوانان امروز بيكار و بينوا و
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 365
مساهمون: أحمد أمين
ص٣٦٥