تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
متمدن مىنامند گرفته‌ايد و در راه اغيار و بيگانگان گام برمىداريد ! ديگر نه در دل‌هاى شما ذوقى وجود دارد و نه حرارتى . اين مساجد شماست كه آبادى آن بر عهدهء بينوايان قرار گرفته است . روزه‌داران و نمازگزاران شما همان بينوايان‌اند كه به عبادت و ذكر خدا مىپردازند ، و همانا هستند كه عيوب شما را مستور مىدارند ، و خدا به واسطهء هستى آنان بر شما ترحم مىكند و ثروتمندان شما در مستى غفلت سرگردان و به حال اعراض‌اند . با اين حال ، قوام بناى اجتماع ، ملّت بيضا و امتداد نماى آن ، وابسته به شور و حرارت انفاس همين فقرا و بينوايان است . شما نيروى سحر كلام را از دست داده‌ايد و از مواعظ پند نمىگيريد . اگر روح بلال نبود براى اذان نيز جمالى باقى نبود . صفوف نمازگزاران شما در مسجد وضع حزن‌آورى دارد ، و محراب‌هاى مساجد شما صورت موحشى به خود گرفته است . منبرهاى شما مورد سخريه و استهزا قرار گرفته است . آهن شمشير شما مبدل به چوبى شده است كه در برابر آتش تاب مقاومت ندارد . شهرهاى شما مملو از عناوين و افتخارات و امتيازات و القاب شده است . كلمهء ميرزا در ايران و صاحب و خان در جاهاى ديگر موج مىزند . در آن عصرى كه مسلمين در جستجوى مجد و بزرگى بودند ، چه بسا بار مصايب و مشكلاتى را به دوش مىكشيدند ، و از تصميم و عزمشان دست‌بردار نبودند . در آن روزگارها ميزان عدل در دست مسلمان بود و هيچ نوع ريا و خدعه و دها و مكر و حيله‌اى در كار نبود . مسلمان آن روز پرده‌هاى اوهام را با عزم و شجاعت پاره مىكرد و بر همهء مشكلات فايق مىآمد . آن روز از مقاصد شخصى و هوا و هوس بر كنار بود . مسلمان آن روز مانند جامى لبريز از بادهء ناب براى
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 364 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى