مىگويد : « اين مليتها و رنگهايى كه اشخاص به خود مىدهند - ترك ، هندى ، پاكستانى و اندونزيايى - جعلى و نوعى تزوير است . براى اينكه كودك مسلمان وقتى كه از مادر متولد مىشود در گوش او مىگويند : لااله الا اللَّه ، محمّد رسولاللَّه ، مىگويد . پس آغاز و سرانجام ، اين شعار است ، پس چطور اين درس را فراموش مىكند ! ايرانى ، اندونزيايى ، ترك ، هندى و افغانى . وى در اينباره چنين مىسرايد :
ملّت از يكرنگى دلهاستى * روشن از يك جلوه اين سيناستى
اهل حق را حجت و دعوا يكيست * خيمهها از هم جدا دلها يكيست
از حجاز و چين و ايرانيم ما * شبنم يك صبح خندانيم ما
كثرت هر مدعى وحدت شود * پخته چون وحدت شود ملت شود
لااله سرمايهء اسرار ما * رشتهاش شيرازهء افكار ما
قوم را انديشهها بايد يكى * در ضميرش مدعى بايد يكى
جذبه بايد در سرشت او يكى * هم عيار خوب و زشت او يكى
ما مسلمانيم و اولاد خليل عليه السلام * از ابيكم « 1 » گير اگر خواهى دليل
با وطن وابسته تقدير امم * بر نسب بنياد تعمير امم
اصل ملت در وطن ديدن كه چه * باد و آب و گل پرستيدن كه چه
بر نسب نازان شدن نادانى است * حكم او اندر تن و تن فانى است
ملت ما را اساس ديگر است * حكم او اندر دل ما مضمر است
حاضريم و دل به غايت بستهايم * پس ز بند اين و آن وارستهايم
ما ز نعمتهاى او اخوان شديم « 2 » * يك زبان يك دل و يك جان شديم
و باز با توجّه به همين مسأله است كه آن روز كه با مرحوم سيّد سليمان ، شيخالاسلام پاكستان ، صحبت مىكرد متعاقب آن اين
هامش
( 1 ) . و اتبعوا ملة ابيكم ابراهيم .
( 2 ) . انما المؤمنون اخوه .