مقام مادرى
نغمه خيز از زخمهء زن ساز مرد * از نياز او دو بالا ، ناز مرد
پوشش عريانى مرد از زنست « 1 » * حن دلجو ، عشق را پيراهنست
عشق حق ، پروردهء آغوش او * اين نوا از زخمهء خاموش او
آنكه نازد بر وجودش كاينات * ذكر او فرمود ، با طيب و صلوة
مسلمى كاو را پرستارى شمرد * بهرهاى از حكمت قرآن نرود
نيك اگر بينى امومت رحمت است * زان كه او را با نبوّت نسبت است
شفقت او شفقت پيغمبر است * صورت اقوام را سيرتگر است
از امومت پختهتر تعمير مادر * خط سيماى او تقدير ما
هست اگر فرهنگ تو معنى رسى * حرف امّت نكتهها دارد بسى
گفت آن مقصود حرف ، كان فكان * زير پاى امهات آمد جنان
هامش
( 1 ) . هن لباس لكم .