و آن دگر مولاى ابرار جهان * قوت بازوى احرار جهان
در نواى زندگى سوز از حسين * اهل حق حرّيت آموز از حسين
سيرت فرزندها از امهات * جوهر صدق و صفا از امهات
مزرع تسليم را حاصل بتول * مادران را اسوهء كامل بتول
بهر محتاجى ، دلش آنگونه سوخت * با يهودى چادر خود را فروخت
نورى و هم آتشى ، فرمانبرش * گم رضايش در رضاى شوهرش
آن ادب پروردهء صبر و رضا * آسيا گردان و لب قرآنسرا
گريههاى او ز بالين بىنياز * گوهر افشاندى به دامان نماز
اشك او برچيد جبريل از زمين * همچو شبنم ريخت بر عرش برين
رشتهء آيين حق زنجير پاست * پاس فرمان جناب مصطفى است
ورنه گرد تربتش گرديدمى * سجدهها بر خاك او پاشيدمى