شما به اين پول بيشتر احتياج داريد . . . شير هر جا برود شكارش را به دست مىآورد .
4 - همين كه در سال 1892 م ، سلطان عبدالحميد ، سيّد را به آستانه دعوت كرد ، در هنگام ورود يك نفر از آجودانهاى سلطان جلو آمده و پس از عرض احترام پرسيد :
حضرت آقا ! صندوقهاى شما كجاست ؟
سيّد گفت : غير از صندوق لباس و صندوق كتاب چيزى همراه ندارم .
بسيار خوب ، بفرماييد آن صندوقها كجاست كه بگيرم ؟
صندوق كتاب اينجاست ( در حالى كه به سينهاش اشاره مىكرد ) و صندوق لباسم اينجاست ( با اشاره به جبهاى كه دربرداشت ! )
سپس اضافه نمود كه در اوايل دوران مسافرت دو دست لباس همراه داشتم ، امّا چون دچار تبعيدهاى متوالى شدم ، احساس كردم كه لباس اضافى زايد است ، به همين سبب با همين يك دست لباس كه پوشيدهام مىسازم ، تا كهنه شود آن وقت عوض خواهم كرد .
5 - چون سيّد با سلطان عبدالحميد مجالست مىكرد ، يكى از دوستان نظرش را دربارهء سلطان استسفار كرد ، مرحوم سيّد فرمود : به عقيدهء من اگر شخصيت سلطان عبدالحميد را در يك كفهء ترازو و شخصيت چهار نفر از نوابع اين عصر را در كفه ديگر بگذاريم ، باز هم كفه سلطان سنگينتر خواهد بود . زيرا اين مرد در تسخير نمودن طرف صحبت خود ، از جهات ذكاوت و دها و سياست ، بسيار تواناست و از اين جهت اغلب مشكلاتى را كه از طرف دولتهاى غربى براى او ايجاد مىشود ، به سهولت حل مىكند و هر كس مدتى نزد او بنشيند
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 161
مساهمون: أحمد أمين
ص١٦١