محمد عبده براى خود روش و سيرى را در نظر گرفته بود ، كه از ته دل به آن معتقد و قانع بود و آن بر دوش كشيدن يكى از دو پرچم - نه هر دو پرچم - بدين جهت ، در راهى كه برگزيده بود ، اخلاص داشت و تمام تلاش و صحت و عقل و دارايىاش را در اين راه بذل كرد و توجّهش را به جنبههاى فرهنگى معطوف داشت ، به طورى كه تغذيه و رشد دادن و اصلاح آن را ، تا جايى كه انسان توانايى دارد ، ( با اينكه از ناحيهء خديوى و از طرف دينداران جامد ، آن همه مشكلات و عقاب فرا راه او ايجاد مىكردند ) بر عهده گرفته بود و به دسيسههاى مكاران و دسيسهكاران اعتنايى نمىكرد ، با توجّه به اين سوابق با عزم راسخى كه داشت ، حياتش را بين نظارت بر تعليمات در مدارس « جمعيت خيريه اسلاميه » و اصلاح « الازهر » و درس تفسير در آنجا و تأليف تفسير جزء « عم » براى محصلين مدارس و سعى در اصلاح « اوقاف و مساجد » و تحرير مقالات در مجلهء « المنار » براى تهذيب عقول و ارشاد خوانندگان ، براى فهميدن دين و رد بر كسانى كه به اسلام تعرض مىكردند ، صرف مىكرد .
كما اينكه بر كتابى كه « هائوتو » نوشته بود ، رديهاى نوشت بسيار نيرومند ، بلكه داغتر و قوىتر از آنچه سيّد جمالالدين در پاسخ « رنان » نوشته بود ! و سفر او به تونس و الجزاير براى سخنرانى و موعظه در زمينهء اصلاح عقيدهء دينى و اصلاح روشهاى تعليم و تربيت و امثال آن ، همهء اين مسائل و مطالب در حدود برنامه بود ، كه ترسيم كرده بود و آن را با روحيهء خودش بيشتر موافق مىديد . آرى چنين است كه گفتهاند : هر كسى را بهر كارى ساختهاند ! . . .
امّا كسانى كه پرچم ديگر - يعنى مبارزه با حكومت بيگانه - را بر
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: أحمد أمين
ص١١٩