صلد ، بهمعناى سنگ سخت تابان ، و سراب ، نمايش آب است در هواى گرم ، و رقرق ، درخشنده و متلألأ .
و معهدها قاعا سملقا ؛ و قرارگاه آنها به زمين پهناور و مسطّح ( درآيد ) .
معهد ، محل عهد و ميعادگاه است .
« قاع » زمين صاف و هموار و « سملق » فضاى باز است . خداى تعالى مىفرمايد :
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً * فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً * لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً * يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَهُ . . . ؛
« 1 »
( اى رسول ! ) از تو هرگاه پرسند كه كوهها ( روز قيامت ) چه مىشود ؟ جواب ده كه ، خداى من كوهها را چنان از بنياد بركند كه خاك شده و خاكش بر باد دهد ، آنگاه پست و بلندىهاى زمين را چنان هموار گرداند كه در آن ديگر ابدا هيچ بلندى و پستى نخواهى ديد .
وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا * فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا ؛
« 2 »
و كوههاى سخت متلاشى شود و مانند ذرّات گرد در هوا پراكنده گردد .
يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثِيباً مَهِيلًا ؛
« 3 » روزى كه زمين و كوهها بلرزد و تلّ ريگى شود و چون موج روان گردد .
فلا شفيع يشفع ؛ كه ديگر نه شفيعى شفاعت كند .
. . . فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ فَيَشْفَعُوا لَنا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ . . .
؛ « 4 »
كاش كسى امروز به شفاعت ما برمىخاست يا بار ديگر به دنيا بازمىگشتيم كه غير از اين اعمال زشت به اعمال صالحى مىپرداختيم .
روشن است كه مورد كلام آن حضرت عليه السّلام ، و نيز آيهء شريفه ، شفاعت افراد غير مؤمن است . بنابراين ، هيچگونه منافاتى با پذيرفته شدن شفاعت براى مؤمنان
هامش
( 1 ) . طه ( 20 ) آيات 105 - 108 .
( 2 ) . واقعه ( 56 ) آيهء 5 و 6 .
( 3 ) . مزمّل ( 73 ) آيهء 14 .
( 4 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 51 .