در تفسير آن آمده : يعنى آنگاه كه شتران باردار به علّت رخ دادن امرى دهشتآور بدون چوپان و يا بدون دوشيدن شير رها گردد .
صروم جمع صرمه ، گلهء شتر را گويند كه عدد آنها حدود سى باشد . و عشار جمع عشرا بهمعناى مادهشتر ده ماه آبستن است .
و ينفخ فى الصّور فتزهق كلّ مهجه ؛ و در صور دميده شود پس جانها از تن به در رود . » گفته شده مهجه خون قلب است .
قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ * أَبْصارُها خاشِعَةٌ ؛
« 1 »
در آن روز سخت دلها هراسان شود . ( مردم از ترس ) چشمها به زير افكنند .
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ ؛
« 2 »
و صيحهء صور اسرافيل بدمند تا جز آنكه خدا بقاى او خواسته ديگر هركه در آسمانها و زمين است همه يكسر مدهوش مرگ شوند ، آنگاه صيحهء ديگرى در آن دميده شود كه ناگاه خلايق همه برخيزند و نظاره كنند .
ايمنى از فزع اكبر
در ارشاد مفيد آمده : عمرو بن معدى كرب پس از جنگ تبوك به محضر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شرفياب گرديد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را به اسلام دعوت نمود و به وى فرمود : اسلام بياور تا خداوند تو را از فزع اكبر ( ترس بزرگتر ) ايمن گرداند .
عمرو پرسيد : فزع اكبر كدام است ؟ من از هيچچيز نمىترسم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : فزع اكبر آنگونه نيست كه تو تصوّر مىنمايى . همانا بر مردم چنان صيحه كشند كه هيچ زندهاى باقى نماند و همه بميرند ، و آنگاه صيحهاى ديگر كه همه زنده شده به صف درآيند . و آسمان شكافته و زمين فرو رفته و كوهها متلاشى گردد ،
هامش
( 1 ) . نازعات ( 79 ) آيهء 8 و 9 .
( 2 ) . زمر ( 39 ) آيهء 68 .