تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى ) — صفحة 24

مساهمون:

ص٢٤
و آتش را بينى كه چون كوه زبانه كشد پس هيچ صاحب روحى را ننگرى مگر اين‌كه دلش از جا كنده شده به خود مشغول باشد جز آن‌كه خدا خواهد . پس تو اى عمرو ! در آن موقع چه حالى خواهى داشت ؟ عمرو گفت : امر بسيارى عظيمى مىشنوم . و ايمان آورد . « 1 » و تبكم كلّ لهجة ؛ و زبان‌ها بند آيند ؛ يعنى هرزبان و لغتى .
وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً ؛
« 2 » و صداها پيش خداى رحمان خاشع و خاموش گردد كه از هيچ‌كس جز زير لب و آهسته صدايى نخواهى شنيد . و تذلّ الشّمّ الشّوامخ ؛ و كوه‌هاى بلند درهم فرو ريزد ؛ يعنى كوه‌هاى سر به فلك كشيده .
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ * وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ فَدُكَّتا دَكَّةً واحِدَةً ؛
« 3 » به‌ياد آر چون در صور ( اسرافيل ) يك‌بار بدمند ، و زمين و كوه‌ها را برگيرند و يك مرتبه همه را خرد و متلاشى سازند . و الصّمّ الرّواسخ ؛ سنگ‌هاى سخت ( خرد گردد ) . اين جمله نيز وصف كوه‌هاست ؛ و جملهء اول وصف بلندى آنها ، و اين وصف استحكام و رسوخ آنهاست در زمين ، مانند اوتاد ؛ ميخ‌ها . فيصير صلدها سرابا رقرقا ؛ پس سختى كوه‌ها به سرابى درخشنده تبديل گردد .
وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً ؛
« 4 » و كوه‌ها به مانند سراب گردد .
يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ * وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ ؛
« 5 » در آن روز سخت مردم مانند ملخ هرسو پراكنده شوند ، و كوه‌ها از هيبت آن همچون پشم زده متلاشى گردد .
هامش
( 1 ) . ارشاد مفيد ، ص 84 . ( 2 ) . طه ( 20 ) آيهء 108 . ( 3 ) . حاقه ( 69 ) آيهء 13 و 14 . ( 4 ) . نبأ ( 78 ) آيهء 20 . ( 5 ) . قارعه ( 101 ) آيهء 4 و 5 .