تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
حيرت فروماند و فرياد كنند : اى واى بر ما ! كه از اين‌روز غافل بوديم و سخت به راه ستم‌كارى شتافتيم » .
وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ * مُهْطِعِينَ مُقْنِعِي رُؤُسِهِمْ لا يَرْتَدُّ إِلَيْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَواءٌ ؛
« 1 » « و هرگز مپندار كه خدا از كردار ستم‌كاران غافل است ، بلكه كيفر ظالمان را به تأخير مىافكند تا آن روزى كه چشم‌هايشان در آن روز خيره و حيران است . در آن روز سخت آن ستم‌كاران همه شتابان سر به بالا كرده و چشم‌ها واله مانده و دل‌هاشان از شدّت عذاب به دهشت و اضطراب است » . و تظلم له الأقطار ؛ و همه‌جا تاريك باشد . تظلم مأخوذ است از أظلم الليل ؛ شب تاريك و ظلمانى شد .
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ * وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ ؛
« 2 » ( اى رسول ما ! ياد آر ) هنگامى كه آفتاب تابان تاريك شود و ستارگان آسمان تيره شوند ( و فرو ريزند ) .
فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ * وَ خَسَفَ الْقَمَرُ * وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ * يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ ؛
« 3 » ( بگو : ) روزى كه چشم‌هاى مردمان از وحشت و هراس خيره بماند و ماه تاريك شود و ميان خورشيد و ماه جمع گردد ، در آن روز انسان گويد : كجا مفرّ و پناهى خواهد بود ! . و تعطّل فيه صروم العشار ؛ و گله‌هاى شتر عشار رها گردد . عشار جمع عشراء : شتر ده ماه آبستن كه نزد عرب بسيار عزيز است . اصل در اين تعبير قول خداى تعالى است :
وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ ؛
« 4 » و هنگامىكه شتران عشار به كلى واگذاشته شوند .
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 42 و 43 . ( 2 ) . تكوير ( 81 ) آيهء 1 و 2 . ( 3 ) . قيامت ( 76 ) آيات 7 - 10 . ( 4 ) . تكوير ( 81 ) آيهء 4 .