آنگاه دوستم قضيه دو ركعت نماز را از من پرسيد ؟ و من برنامه و عادت خودم را برايش تعريف كردم . « 1 »
43 - اهمّيّت حق الناس
دارالسلام نورى : دانشمند پرهيزگار مير سيّدعلى اصفهانى برايم نقل كرد :
هنگامى كه پدرم در اصفهان از دنيا رفت ، من در نجف مشغول تحصيل بودم ، امور پدرم را يكى از برادرانم سرپرستى مىكرد . پس از هفت ماه از وفات پدرم ، مادرم نيز فوت كرد ، جنازهاش را به نجف آوردند .
يك روز در خواب ديدم گويا پدرم بر من وارد شد . و من متوجّه بودم كه او مرده است . به او گفتم : شما در اصفهان وفات كردهايد و اكنون شما را در اين جا مىبينم .
گفت : بله ، ما را پس از فوت به نجف آوردند .
گفتم : والده پيش شماست ؟
گفت : نه ، من نگران شدم .
فرمود : او هم در نجف است ولى جاى ديگرى است .
من نكتهاش را دريافتم ، و آن اين كه مقام عالم از ديگران برتر است .
آنگاه از او پرسيدم : حالتان چطور است ؟
گفت : در سختى بودم ، ولى اكنون حالم خوب است .
گفتم : آيا شما در سختى بوديد ؟
گفت : بله ، به علت بدهكارى به حاج رضا نعلبند .
من مضطرب از خواب بيدار شدم و خوابم را براى برادرم كه وصىّ پدرم بود
هامش
( 1 ) - دارالسّلام : 2 / 315