تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
نوشتم و از او خواستم برايم بنويسد آيا شخص نامبرده طلبى از پدرمان داشته يا نه ؟ برادرم پاسخ داد : دفتر را ملاحظه كردم ولى چنين اسمى نديدم . به برادرم نوشتم : از خود حاجى بپرس . پس از چندى برادرم جواب داد : از او پرسيدم . گفت : بله ، هيجده تومان طلب داشتم كه هيچ كس جز خدا از آن خبر نداشت . و پس از فوت او از تو پرسيدم آيا اسم من در دفتر هست ؟ و تو گفتى نيست . پس با خود گفتم : من كه هيچ‌گونه مدرك و دليلى بر صدق ادّعاى خود ندارم ؛ زيرا در موقع قرض دادن بنابر اين بود كه آن را در دفتر ثبت كند . و معلوم شد كه او سهل انگارى كرده و آن را ننوشته است ، بدين جهت نااميد باز گشتم . برادرم خواب مرا براى او نقل كرد و خواست آن وجه را به او بپردازد ولى او نگرفت و گفت : به علت اين كه او از آن خبر داده ذمه‌اش را برى نمودم . « 1 »

44 - انفاق در روز سختى

دارالسلام : حاج محمّد پسر حاج مجيد - كه در ابتدا تاجرى مالدار بود و بعد مالش از دستش رفت و بيشتر اوقات مشغول عبادت بود - حاج محمّدصادق را پس از فوتش در خواب ديد و بين آنان سابقهء رفاقت و دوستى بود . در اين موقع حاج محمّد انگشت شست حاج محمّدصادق را گرفت و از او از حالش جويا شد ؟ وى پاسخ داد : حالم بد بود و تنها شصت تومانى كه در سال قحطى بين فقراى يزد صرف نمودم مرا سود بخشيد . حاج محمّد مىگويد : پيش وصىّ او كه يكى از تجّار اصفهان بود ، رفتم وداستان
هامش
( 1 ) - دارالسلام : 2 / 164
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 452 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد علي محمد موسوى جزائرى