قولنج ( شكم درد ) مبتلا نكند ؛ زيرا سختى آن را بر پدر خود ديده بود . پس در خواب ديد گويا كسى به او مىگفت : دعايت مستجاب شد و به بيمارى قولنج نمىميرى ، ولى با ضدّ آن خواهى مرد . او به مرض اسهال از دنيا در گذشت .
فوت او به سال 235 هجرى در زمان خلافت متوكّل اتّفاق افتاد . « 1 »
16 - حنظله غسيل الملائكه
اسدالغابه : حنظلةبن ابوعامر ( غسيل الملائكه ) همسرخودجميله دختر عبداللَّه بن ابىّ بن سلول را در شب جنگ احُد كه در آن به شهادت رسيد ، به خانه آورد .
جميله به نزد چهار نفر از قوم خود فرستاد و آنان را گواه گرفت كه حنظله با او زفاف نموده است .
در آينده كه علت اين موضوع را از او پرسيدند گفت : خواب ديده بودم گويا آسمان شكافته شد و حنظله در آن وارد گرديد و سپس پوشيده شد . با خود گفتم :
تعبير اين شهادت است .
و در همان شب به پسرش عبداللَّه بن حنظله آبستن گرديد . و عبداللَّه در جنگ حرّه به شهادت رسيد .
عبداللَّه بن ابوسفيان مىگويد : عبداللَّه بن حنظله را پس از شهادتش در خواب ديدم با روى بسيار زيبا . به او گفتم : مگر تو كشته نشدهاى ؟
گفت : بله ، و پروردگارم را ديدار نمودم و مرا به بهشت برد ، و اكنون از ميوههاى بهشتى استفاده مىكنم .
گفتم : با ياران تو چه كردند ؟
هامش
( 1 ) - معجم الأدباء : 2 / 615