تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
خوشه خرما چيد . به محضر آن حضرت عليه السلام شرفياب شدم . وقتى مرا ديد برخاست و خوشه خشك را گرفت ، ناگهان در آن رطب تازه به رنگهاى مختلف نمودار گرديد . من اين را معجزه‌اى از آن حضرت عليه السلام دانستم . به آن حضرت عليه السلام عرضه داشتم : شما امام من هستيد ، به او روى آوردم و او نيز به من توجه نمود . در برابرش نشستم و از رطب خوردم . آنگاه از سختى و تنگى وضع زمان به آن حضرت عليه السلام شكايت كردم . امام عليه السلام به من پاسخى داد كه پس از بيدارى آن را فراموش كردم . سپس از آن جابرخاسته به محلّ ديگرى رفتيم ، من به او عرضه داشتم : اى مولاى من ! همانا ورّام و ابن ادريس مردم را از نماز خواندن پيش از آخر وقت منع مىكنند . امام عليه السلام فرمود : قبل از آخر وقت نمازشان را مىخوانند . آنگاه فرمود : مردم در نمازشان تفريط و سهل انگارى مىكنند . عرضه داشتم : آن دو به مردم مىگويند قبل از آخر وقت نماز نخوانيد و مردم مىگويند : اين براى ما غير مقدور است . امام عليه السلام دوباره آن سخن را تكرار كرد كه : پيش از آخر وقت نمازشان را مىخوانند . آنگاه از بعضى فقها به گونه‌اى عتاب‌آميز ياد كرد . « 1 »

41 - بركت آب كرّ

دارالسلام نورى : نيز از خط خازن ابوالحسن نقل شده كه گويد : مدّت زمانى در حمّام از آب كرّ استفاده مىكردم سپس آن را ترك نمودم . پس از چندى حضرت
هامش
( 1 ) - دارالسّلام : 1 / 330