حجّت عليه السلام را در خواب ديدم كه در مكان مرتفعى كه داراى كنگره بود تشريف داشت و چيزى شبيه تاجى بر سر آن بزرگوار عليه السلام بود ، سخن از كرّ به ميان آمد كه بعد از بيدارى تفصيل آن را فراموش كردم .
آن حضرت به من فرمود : آيا جبرئيل به تو گفت كه : كرّ نجس است يا آن را استعمال نكن ؟ بازگرد به سوى كرّ . « 1 »
42 - نماز شب را ترك نكن
شرح فقيه مجلسى اوّل : مجلسى اوّل مىفرمايد : در اوائل بلوغم حرص و ولع عجيبى به عبادت و ذكر و دعا و ياد خدا داشتم تا اينكه بين بيدارى و خواب حضرت حجّت عليه السلام را ديدم كه در مسجد جامع قديم اصفهان نزديك باب الطنبى كه اكنون مَدْرس ( محل تدريس ) من است ايستاده است ، خواستم پاى مباركش را ببوسم ، نگذاشت ، دستش را بوسيدم ، و از او مسائلى كه بر من دشوار آمده بود پرسيدم . از جمله اينكه دربارهء نمازم دچار وسوسه شده بودم و با خود مىگفتم : اين نمازهايى كه مىخوانم نمازى نيست كه خدا از من مىخواهد . به همين جهت نمازهايم را قضا مىكردم و از فيض خواندن نماز شب محروم شده بودم . و اين مطلب را از شيخ بهايى رحمه الله پرسيده بودم و او گفته بود : قضاى نماز ظهر و عصر و مغرب را به نيّت نماز شب بخوان و من اينگونه عمل مىكردم .
پس به آن حضرت عليه السلام عرضه داشتم : آيا نماز شب را بخوانم ؟
فرمود : نماز شب را بخوان و آنگونه كه عمل مىكنى ، انجام مده . « 2 »
مؤلّف : علت آن دستور شيخ بهايى رحمه الله اين بوده كه مجموع عدد ركعات نماز ظهر و عصر و مغرب يازده ركعت است به عدد ركعتهاى نماز شب .
هامش
( 1 ) - دارالسّلام : 1 / 331 .
( 2 ) - دارالسّلام : 2 / 42