43 - اجازهء نقل روايت
دارالسلام نورى : يكى از برادران مؤمن و مورد اعتمادم برايم نقل كرد كه : صاحب وافى را در خواب ديدم از او اجازهء روايتى خواستم ، او گفت :
اجازهاى ندارم . « 1 »
44 - تنها اميدم ، كَرَم پروردگار
دارالسلام نورى : سيّد صدر الدين عاملى در تعليقهاش بر رجال ابو على مىنويسد : صاحب وافى رادرخواب ديدمدرحالىكهجسمش نحيف ، چشمانشريز ، پلكهايش سوخته و ضعف و انكسار از او ظاهر بود . به او گفتم : حالت چطور است ؟
گفت : بد و تنها اميدم به كَرَم پروردگار مىباشد .
به او گفتم : آيا پس از مرگ بر تو روشن گرديد كه در زمان حياتت به آراء فاسدهاى معتقد بودى ؟
گفت : بله . « 2 »
مؤلّف : از جملهء آراء او يكى حلال بودن غنا است و ديگرى عدم نجاست آب قليل به مجرّد ملاقات با نجاست مانند كثير مگر با تغيّر ، مثل نظريّه ابن ابى عقيل .
هامش
( 1 و 2 ) - دارالسّلام : 2 / 49