عافيت بخواه . و از علىّ بن موسى در سفرهاى زمين و دريا سلامتى و نجات طلب كن . و به وسيلهء محمّد بن على از خدا رزق و روزى بخواه . و از علىّ بن محمّد در انجام نوافل و مستحبّات و نيكوكارى به برادران استمداد جوى . و از حسن بن على در امر آخرت كمك بخواه .
و امّا حجّت ، آنگاه كه شمشير به گلوگاهت رسيد از او فريادرسى كن و بگو : « يا مولاى يا صاحب الزمان أنا مستغيث بك » .
و من اين دعا را خواندم ، ناگهان سوارى را ديدم كه از آسمان فرود آمد و حربهاى از نور در دست داشت . به او عرضه داشتم : مرا از شرّ كسى كه به من ستم مىكند نجات ده .
فرمود : تو را كفايت كردم .
صبحگاهان الياس مرا به نزد خود فرا خواند و به من گفت : به چه كسى استغاثه نمودى ؟
گفتم : به آن كسى كه فريادرس درماندگان است . « 1 »
همين روايت را تلعكبرى در دعوات نيز نقل كرده و آورده :
ابوالوفاء شيرازى گفته : در زندان ابوالياس در كرمان در وضع بسيار بدى زندانى بودم ، به درگاه خدا الحاح و به محمّد و آل محمّد عليهم السلام استغاثه نمودم و خوابيدم . در خواب رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديدم . تا اين كه گويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : بگو : « يا صاحب الزمان أغثنى ، يا صاحب الزمان أدركنى » . پس با صداى بلند اين دعا را خواندم و از خواب بيدار شدم در حالى كه مأموران غل و زنجير از من مىگرفتند .
و نيز صهرشتى در كتاب قبس المصباح از نجاشى از حسن بن محمّد تميمى از
هامش
( 1 ) - دعوات راوندى : 191 / ح 530