تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
ابوالوفاء شيرازى نقل كرده كه گويد : الياس ، فرمانرواى كرمان مرا دستگير و دربند نمود . و مأموران به من مىگفتند : او دربارهء تو قصد سوء ( كشتن ) دارد . پس به رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمّهء هدى عليهم السلام متوسّل شدم . و چون شب جمعه شد رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم - تا آخر - . آنگاه صهرشتى دعاى توسّل را به نحوى كه در كتاب مفاتيح الجنان مذكور است ، نقل كرده است . و تلعكبرى نيز آن را با اضافاتى نقل كرده است . « 1 »

2 - نماز استغاثه به حضرت ولى عصر ( عج )

مزار بحار : شيخ صدوق رحمه الله مىفرمايد : يكى از مشايخم برايم نقل كرد كه مشكلى برايم پيش آمده بود كه مرا سخت به خود پيچانده بود ، و اظهار آن حتّى براى خانواده و برادرانم بر من آسان نبود . غمگين واندوهناك خوابيدم . درخواب‌مردى خوش قيافه ، خوش‌لباس و خوش بو را ديدم كه پنداشتم يكى ازمشايخ قمّى مامىباشد كه از او حديث فرامىگرفتم . با خود گفتم : تا كى غصّه و اندوهم را پنهان بدارم و راز دلم را براى كسى نگويم ؟ اين شخص كه از اساتيدماست ، مشكلم را با اودرميان مىگذارم ، شايد از او فرج وگشايشى يابم . در اين موقع او شروع به سخن كرد و گفت : حلّ مشكلت را از خدا بخواه و از صاحب الزمان يارى طلب ، كه او پشتيبان و نگهدار دوستان مؤمنش مىباشد . و آنگاه دستم را گرفت و گفت : او را زيارت كن و از او شفاعت بخواه . گفتم : در اين باره دعايى به من تعليم كن كه اين اندوهم همه زيارتها را از يادم برده است .
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : 94 / 31 و ج 102 / 250 / ح 10