تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
ديديم كه گفتند : امشب برف سنگينى بر ما باريد و راه را گم كرديم ، و دست و پايمان از شدّت سرما خشك شد و از زندگى دست شسته عازم بر مرگ گشتيم ، از مركبها پياده شده خوابيديم و فرشهايمان را روى خود انداختيم . و بر ما برف مىباريد . در ميان ما عالِمى درستكار بود ، او اندكى به خواب رفت ، حضرت امام رضا عليه السلام را در خواب ديد كه به او فرمود : برخيزيد ، اينك دستور داده‌ام بالاى منار مشعل بگذارند . به جانب مشعل حركت كنيد و متولى را خواهيد ديد . پس برخاستيم و روشنايى مشعل را مشاهده كرده اندكى پيش آمديم و شما را ديديم . « 1 »

17 - خبر دادن از مردن و مدفن

دارالسلام نورى : حاج محمّدباقر داماد حاج محمّديوسف - مدرّس معروف در شيراز - نقل مىكند كه : چهل سال در هند بودم و اموالى به قصد تشرّف به زيارت حضرت امام رضا عليه السلام گرد آوردم . تا اين‌كه شبى گريستم و آنگاه به خواب رفتم . در خواب آن حضرت عليه السلام را ديدم كه به من فرمود : مرا زيارت كن و پس از زيارت در شب جمعه مىميرى و در همان شب به خاك سپرده مىشوى . پس همان‌گونه شد كه امام عليه السلام فرموده بود ، او پس از زيارت آن حضرت عليه السلام در شب جمعه وفات نمود و در محلى معروف به قتلگاه دفن گرديد . « 2 »

18 - خوابى كه واقعيت يافت

دارالسلام نورى : عبدالرزّاق مشهدى مىگويد : در محراب پيش روى ضريح حضرت امام رضا عليه السلام مشغول تلاوت قرآن بودم ، دراين موقع ، مردى اهل استرآباد ،
هامش
( 1 و 2 ) - دارالسلام : 1 / 266
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 265 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد علي محمد موسوى جزائرى