سه بار در دهن بگير كه به زودى شفا مىيابى .
مرد گويد : به فرمودهء امام عليه السلام عمل كردم و كاملًا شفا يافتم .
صفوانى مىگويد : من آن مرد را ديدم و اين داستان را از او شنيدم . « 1 »
5 - هيجده دانه خرما
عيون صدوق : ابو حبيب نباجى مىگويد :
رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم كه به نباج - دهى در راه بصره و مكّه - آمده است و در مسجدى كه حاجيان هر سال در آن فرود مىآيند فرود آمده است و گويا من خدمت آن حضرت صلى الله عليه و آله رسيدهام ، ديدم زنبيلى از ليف خرما كه در آن خرماى صيحانى - نوعى خرما - بود نزد آن حضرت صلى الله عليه و آله قرار داشت . و گويا آن حضرت صلى الله عليه و آله يك مشت از آن خرما برداشت به من داد ، و من آنها را شمردم هيجده دانه بود .
پس خودم آن را چنين تعبير كردم كه هيجده سال از عمرم باقى مانده است ، هر دانهاى يك سال .
بيست روز از اين قضيه گذشت ، و يك روز در حالى كه من در زمينى بودم كه براى كشاورزى اصلاح مىكردند ، خبر آوردند كه حضرت رضا عليه السلام از مدينه به نباج آمده است و در همان مسجد نزول اجلال فرموده است .
ديدم ، مردم دسته دسته به سوى آن حضرت عليه السلام مىشتافتند ، من هم به محضر آن حضرت عليه السلام شرفياب شده . آن بزرگوار عليه السلام را در همان محلى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب نشسته ديده بودم ، مشاهده كردم ، و همان حصير كه زير پاى رسول خدا صلى الله عليه و آله بود زير پاى آن حضرت بود ، و در پيش رويش طبقى از برگ خرما قرار
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرضا عليه السلام : 2 / 211 / ح 16