تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
پرداختن مال فراوان جان خود را از دست آنان نجات دهد . و او را در ميان برف و يخ نگاه داشتند و دهانش را پر از يخ نمودند و او را بستند ، تا اين‌كه زنى از آنان بر او ترحّم كرد بند او را بگسست و او موفق به فرار شد . ولى دهان و زبانش آسيب كلّى ديده قادر بر سخن گفتن نبود . آنگاه به خراسان بازگشت و شنيد كه حضرت علىّ ابن موسى الرضا عليهما السلام به جانب خراسان سفر كرده به نيشابور رسيده است . در اين موقع در خواب ديد گويا كسى به او گفت : همانا فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد خراسان شده است شفاى بيماريت را از او بخواه ، شايد دارويى به تو بگويد كه در رفع ناراحتيت سودمند باشد . مرد گويد : آنگاه ديدم مثل اين‌كه آهنگ تشرّف به خدمت آن حضرت عليه السلام نموده به محضرش شرفياب شده‌ام و از بيماريم به آن حضرت عليه السلام شكايت كرده‌ام . امام عليه السلام به من فرمود : مقدارى زيره و سعتر و نمك تهيّه كن و آنها را نرم بكوب و دو يا سه بار از آنها در دهن بگير كه شفا مىيابى . مرد از خواب بيدار شد و به خواب خود اعتنا نكرد و به قصد تشرّف به محضر آن حضرت عليه السلام راهى نيشابور گرديد ، تا به دروازهء نيشابور رسيد ، سراغ امام عليه السلام را گرفت ، به او گفتند : آن حضرت عليه السلام از نيشابور خارج شده و اكنون در رباط سعد است . او به رباط سعد رفت و خود را به آن حضرت رساند . و ناراحتى خود را خدمت آن بزرگوار عليه السلام عرضه داشت . امام عليه السلام به او فرمود : مگر دستورى به تو ندادم ، برو به آنچه كه در خواب به تو گفتم عمل كن . مرد گفت : يابن رسول‌اللَّه ! اگر صلاح بدانيد يك بار ديگر بگوييد . امام عليه السلام فرمود : مقدارى زيره و سعتر و نمك تهيّه كن و آنها را نرم بكوب و دو يا