كلمهء لا إله إلاالله دژ محكم من است ؛ هركس آن را بگويد ، وارد دژ من شده است و كسى كه در دژ من درآيد از عذابم ايمن باشد .
راست گفت خداى سبحان و راست گفت : جبرئيل و راست گفت رسول خدا صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام » .
نويسنده كتاب تاريخ نيشابور از استاد ابوالقاسم قشيرى نقل كرده است كه گفته :
اين حديث با اين سند به يكى از پادشاهان سامانى رسيد ، و او حديث را با طلا نوشت و وصيت كرد كه آنرا پس از مرگش با او در ميان قبرش بگذارند . و چون از دنيا درگذشت در خوابِ كسى آمد از او پرسيد : خدا با تو چه كرد ؟
گفت : مرا آمرزيد به سبب گفتن « لا إله إلاالله » و تصديق رسالت محمّد صلى الله عليه و آله و نوشتن اين حديث شريف به طلا ، به جهت احترام و تعظيم آن . « 1 »
مؤلّف : اينحديث شريف راشيخ صدوق رحمه الله درعيون از اسحاق بن راهويه نقل كرده است و در آخر آن آورده است : « هنگامى كه مركب آن حضرت عليه السلام به راه افتاد امام عليه السلام با صداى بلند فرمود : با شرطهايش ، و من از جملهء شرطهاى آن مىباشم » . « 2 »
3 - سفارش رسول خدا صلى الله عليه و آله
عيون صدوق : ياسر خادم ، مىگويد : نامهاى از حسن بن سهل به برادرش فضل بن سهل رسيد كه در آن نوشته شده بود : اى برادر ! من در تحويل اين سال نگريستهام و يافتهام كه تو در فلان ماه ، در روز چهارشنبه حرارت آهن و آتش را خواهى چشيد .
اكنون به نظرم تو و اباالحسن رضا و مأمون در اين روز به حمّام برويد و حجامت كنيد ، و تو بر بدنت خون بريز تا بدى اين روز از تو بر طرف گردد .
هامش
( 1 ) - تاريخ نيشابور ، به نقل از بحارالأنوار : 49 / 126 / ح 3 و احقاق الحق : 19 / 579
( 2 ) - عيون اخبار الرضا عليه السلام : 2 / 134 / ح 1