عادت داشتهام كه پس از نماز صبح و تعقيب يك جزء قرآن تلاوت مىنمودم .
امروز وقتى كه مشغول قرآن خواندن بودم خوابم برد ، به متكا تكيه زده بهخواب رفتم . در خواب مولايم ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام را ديدم كه به من دستور فرمود اين مبلغ را به تو بدهم .
سيّدحسين دو كيسه را گرفت و با آنها خانه و لوازم خانه تهيّه نمود و ماهها در كمال خوشى و رفاه از آن دو كيسه استفاده مىنمود . تا اينكه همسرش تعجب كرد و به او گفت : ما در اين سال چند برابر مقدار پول دو كيسه صرف كردهايم از اينرو برخاست و موجودى كيسهها را بر زمين ريخت و آنها را شمرد ، ديد اندكى از چهل تومان بيشتر است .
سيّدحسين به نزد شيخ احمد بن زينالدين احسائى رفت و قضيه را براى او نقل كرد . شيخ احمد گفت : اگر همسرت آنها را نمىشمرد تو را تا هفت نسلت كفايت مىكردند ، ولى اكنون بركت از آنها رفته است . پس همانگونه كه شيخ گفته بود تنها به همان مقدارى كه در كيسه باقى مانده بود از آنها بهرهمند شدند ، نه بيشتر . « 1 »
30 - قدح شير و شفاى بيمارى
دارالسلام نورى : عالم عامل سيّدهادى ، پسر برادرم سيّدصدرالدين عاملى اصفهانى ساكن كاظمين ، برايم حكايت كرد كه :
به منظور ديدار و كسب اطّلاع از دختر عمويم كه همسر عالم كامل شيخ محسن دزفولى بود ، به شهر دزفول مسافرت كردم . چند روز در دزفول ماندم .
هامش
( 1 ) - دارالسلام : 2 / 144 - 142