شده بود ، با اين كه او را مىشناختيم كه مردى بسيار سفيد و زيبا بود . به او گفتم :
نزديك بود تو را نشناسم ، سبب اين دگرگونى چيست ؟
گفت : من نوجوانى از ياران حسين عليه السلام را كه هنوز موى بر صورتش نروييده بود و ميان دو چشمش اثر سجده آشكار بود بقتل رساندم . و از آن موقع تاكنون هيچ شبى نمىخوابم مگر اين كه او به خوابم آمده گريبانم را مىگيرد و مىكشاند تا به جهنم مىاندازد . و من صيحه و فرياد مىكشم به طورى كه تمام اهل قبيله صداى فرياد و فغان مرا مىشنوند . و مقتول عبّاس بن على عليهما السلام بود .
همين روايت را عقاب الأعمال نيز نقل كرده است و لكن به جاى جملهء اخير :
« و مقتول عبّاس بن على عليهما السلام بود » چنين آورده : « زن همسايه ما صداى او را شنيده است و مىگفت : از بس ناله و فرياد مىكند نمىگذارد شب بخوابيم » . « 1 »
13 - قطران ،
« 2 » نوش جانش كردند
امالى شيخ طوسى : سدى ، به مردى كه بوى قطران مىداد ، گفت : آيا قطران فروش هستى ؟
گفت : نه . ولى من در لشكر عمر بن سعد ميخهاى آهن مىفروختم . پس در خواب رسول خدا صلى الله عليه و آله و على عليه السلام را ديدم كه به شهدا آب مىدادند . و من از على عليه السلام آب خواستم ، نداد . پيش پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم . آن حضرت صلى الله عليه و آله به من نگاه كرد و فرمود : آيا تو همان كسى نيستى كه به دشمن ما كمك كردهاى ؟ !
گفتم : به خدا سوگند ! من با آنان نجنگيدهام .
در اين موقع رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : به او قطران بنوشان .
هامش
( 1 ) - مقاتل الطالبيين : 79 .
( 2 ) - قطران : شيرهء درخت عرعر ، كه بسيار بد بوست