تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
عمرو گفت : خودت هر چه مىخواهى بنويس و بياور ، من آن را مُهر مىكنم . عبداللَّه امان‌نامه نوشت . و به عمرو گفت : آن را با برادرت يحيى براى او بفرست تا اطمينانش بيشتر شود . و سپس يحيى و عبداللَّه به محضر حسين عليه السلام شرفياب شده كوشيدند تا آن حضرت عليه السلام را به مكّه باز گردانند ، ولى امام عليه السلام نپذيرفت ، و به آنان فرمود : همانا من خوابى ديده‌ام كه پيامبر نيز در آن بود و دستورى يافته‌ام كه اگر آن را انجام دهم برايم بهتر خواهد بود . عرضه داشتند : آن خواب چيست ؟ فرمود : آن‌را براى احدى نقل نكرده ونخواهم كردتاپروردگارم را ديدارنمايم . « 1 »

8 - حمد و إنّا للَّه

تاريخ طبرى : عقبة بن سمعان مىگويد : هنگامى كه از قصر بنى مقاتل كوچ نموديم و لختى برفتيم ، حسين عليه السلام چرتى زد و آن‌گاه به خود آمد و مىگفت : « إنا لله و إنا إليه راجعون ، و الحمد لله رب العالمين » و اين را دو يا سه بار تكرار نمود . در اين موقع فرزندش علىّ بن الحسين سوار بر اسب پيش بابا آمد و عرضه داشت : بابا فدايت شوم ، حمد و إنّا للَّه‌براى چه مىگويى ؟ فرمود : پسركم ! اندكى چشمانم روى هم رفت ، اسب سوارى را ديدم كه به سوى من آمد و گفت : اين جماعت مىروند ، و مرگها نيز روان است . و دانستم كه از مرگ ما خبر مىدهد . علىاكبر عرضه داشت : پدرجان ! خدا به شما بد ندهد ، مگر ما بر حقّ نيستيم ؟
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى : 4 / 292