اوست ، همين امروز از زمين برداشتهام . و چون ملاحظه كرديم همان روز شهادت حسين عليه السلام بود . « 1 »
3 - به نزد ما بيا
كامل ابن اثير : فخرالملك ، پسر نظام الملك به سال 500 هجرى در روز عاشورا كشته شد . او در آن شب خوابى ديده بود و روزش را روزه گرفت .
مىگويد : در خواب ديدم حسين بن على عليهما السلام به من مىفرمايد : زود به نزد ما بيا ، بايد افطار پيش ما باشى . و اين خواب فكر مرا مشغول داشته است و چارهاى از قضاى الهى نيست .
به او گفتند : امروز از خانه بيرون نرو و او در تمام روز در خانه ماند ، و پيوسته نماز و قرآن مىخواند و به هنگام عصر به قصد رفتن به حرمسرا خارج شد ، ناگهان صداى تظلّم و دادخواهى مردى را شنيد ، دلش سوخت ، تظلّم كننده را كه شخصى از باطنيه « 2 » بود به حضور طلبيد . مرد نامهاى به دستش داد . و در حالى كه او نامه را مطالعه مىكرد ، ناگهان آن مرد با كارد به او حمله نموده او را كشت . « 3 »
4 - داستان قصيدهء ( بائيه ) ناشى
معجم الادباء حموى : خالع مىگويد : روزى بر ناشى ( علىّ بن عبداللَّه ابن وصيف ) - كه در بازار سرّاجان نشسته بود - مىگذشتم ؛ چون مرا ديد گفت : قصيدهاى سرودهام و همانا كه مرا طلبيدهاند ، مىخواهم آن را با خط
هامش
( 1 ) - تاريخ بغداد : 1 / 152
( 2 ) - به پيروان حسن صباح ( مؤسس فرقه اسماعيليه ) باطنيه مىگفتند
( 3 ) - الكامل فى التاريخ : 10 / 418