تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠

فصل ششم خوابهاى متعلق به امام حسن عليه السلام

1 - خواب هند همسر ابوسفيان

مدينة المعاجز سيّد بحرانى : هند زن ابوسفيان به خانهء پيامبر صلى الله عليه و آله در آمد و در كنار عايشه نشست و گفت : اى دختر ابوبكر ! خواب عجيبى ديده‌ام ، مىخواهم آن را براى پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كنم - و آن قبل از اسلامِ فرزندش معاويه بود - خواب ديدم خورشيدى عالم‌افروز است . و آن‌گاه ماهى از آن برون آمد كه نورش بر همه جهان بتابيد . و از آن ماه دو ستاره برخاست كه خاور تا باختر را روشن نمود . در اين موقع ابر سياه ظلمانى پديدار گشت و مار پيسه‌اى از آن خارج شد و دو ستاره را بلعيد . و مردم گريستند و افسوس خوردند . عايشه خواب هند را بر پيامبر صلى الله عليه و آله عرضه داشت . رسول خدا صلى الله عليه و آله چون اين بشنيد چهرهء مباركش دگرگون گشت و فرمود : خورشيد عالمتاب منم و ماه دخترم فاطمه عليها السلام و دوستاره حسن و حسين عليهما السلام هستند و ابر سياه معاويه و مار يزيد است . « 1 »
هامش
( 1 ) - مدينة المعاجز : 4 / 58 / ح 1085