امّا دو پرنده كه در اتاق تاريكى به زبان فصيح سخن مىگفتند ، يكى وفاى به عهد است و ديگرى امانت ، و در آخرالزمان اندك مىشوند و همچون اتاق تاريكى مىگردند .
امّا دوكاسهء بزرگ ، آنكه مسى است ، دنياست وطلايى آخرت است ، ومردى كه بين آندو ايستاده ملكالموت است كه باگرفتن جانها ، ازدنيا به سوى آخرت مىبرد ، نه دنيا تمام مىشود و نه آخرت پرمىگردد ، تا وقت معلوم كه روز رستاخيز است . « 1 »
46 - دعا و طول عمر
مناقب : از مظفّر سلال نقل كرده كه گويد : حسن بن كروان كه 325 سال در دنيا زيسته ، مىگويد : در وطنم على عليه السلام را در خواب ديدم . پس به شوق زيارت او به مدينه رفتم ، و به دست مبارك آن حضرت عليه السلام مسلمان شدم . و آن حضرت عليه السلام مرا حسن ناميد . و آنگاه از حضرتش درخواست دعا نمودم .
فرمود : اى فارسى ! تو زنده خواهى ماند تا زمانى كه به سوى شهرى كه يكى از فرزندان عمويم عبّاس بنا مىكند كه بغداد ناميده مىشود ، برده مىشوى ، ولى به آن نرسيده در بين راه در محلى به نام ( مدائن ) جان مىسپرى .
پس همانگونه شد كه آن حضرت عليه السلام فرموده بود ، او در شب ورودش به ( مدائن ) ديده از اين جهان فرو بست . « 2 »
47 - نفرين بر ستم پيشگان
خلفاء ابن قتيبه : امام حسن عليه السلام مىگويد : به محضر پدرم شرفياب شدم ، آن حضرت عليه السلام به من فرمود : ديشب تا صبح بيدار بودم ، و آنگاه اندكى چشمانم روى
هامش
( 1 ) - دارالسلام : 2 / 340 .
( 2 ) - مناقب ابن شهرآشوب : 2 / 99