فصل هشتم قضايايى كه به صورت ظاهر داخل در موضوعى بوده و واقعا خارج بوده است
1 - پدر و مادر سياه و فرزند سفيد !
( 1 ) مردى همسرش را نزد عمر برده و گفت : خودم و اين زنم سياه هستيم و او پسرى سفيد زاييده است .
عمر به مجلسيان گفت : نظر شما در اين قضيه چيست ؟
گفتند : زن بايد سنگسار شود ؛ زيرا او و شوهرش سياهند و فرزندشان سفيد . عمر دستور داد زن را سنگسار كنند ، مأموران زن را به جهت سنگسار مىبردند در بين راه امير المؤمنين - عليه السلام - به آنان برخورد نموده و به زن و شوهر فرمود : مطلب شما چيست ؟ آنان قصّهء خود را بيان داشتند .
آن حضرت - عليه السلام - به مرد رو كرده و فرمود : آيا زنت را متّهم مىسازى ؟
گفت : نه .
فرمود : آيا در حال قاعدگى با او همبستر شدهاى ؟
گفت : آرى ، يك شب ادّعا مىكرد كه قاعده است و من گمان مىكردم به جهت سرما عذر مىآورد پس با او همبستر شدم .
آن حضرت - عليه السلام - به زن رو كرده و فرمود : آيا شوهرت در آن حال با تو