كرد « 1 » .
5 - اتهام به زنا
( 1 ) دخترى را كه به زنا متهم بود نزد امير المؤمنين - عليه السلام - آوردند ، آن حضرت به چند زن دستور داد دختر را معاينه كنند . آنان پس از رسيدگى گفتند : وى باكره است .
امام - عليه السلام - فرمود : من هرگز بر دختر باكره حدّ زنا جارى نمىكنم . و آن حضرت گواهى زنان را در مثل چنين مواردى كافى مىدانست « 2 » .
6 - اجبار به زنا
( 2 ) مرد و زنى را كه زنا كرده بودند نزد امير المؤمنين - عليه السلام - آوردند زن سوگند ياد مىكرد كه مرد او را بر آن عمل مجبور ساخته است ، آن حضرت - عليه السلام - ادّعايش را پذيرفت و حدّ را از او برداشت .
امام باقر ( ع ) - ناقل حديث - مىفرمايد : اگر از قضات اين زمان چنين قضيهاى را بپرسند مىگويند : ادّعاى زن پذيرفته نيست « 3 » .
7 - بر سه دسته تكليفى نيست
( 3 ) زن ديوانهء آبستنى را كه زنا داده بود نزد عمر آوردند ، عمر دستور داد او را سنگسار كنند ، امير المؤمنين - عليه السلام - به عمر فرمود : آيا از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - نشنيدى كه فرمود : بر سه دسته تكليفى نيست 1 - ديوانه تا عاقل شود « 4 » . . .
هامش
( 1 ) - ارشاد ، مفيد ، ص 112 .
( 2 ) - فروع كافى ، كتاب الشهادات ، باب النوادر ، حديث 10 .
( 3 ) - فروع كافى ، كتاب الحدود ، باب المستكرهه ، حديث 1 .
( 4 ) - مناقب ، خوارزمى ، الفصل التاسع فى علمه ( ع ) ، حديث 1 .