برايش بيان داشت . عمر دستور داد زن را سنگسار كنند . اتفاقا پيش از آن كه او را سنگسار كنند ، امير المؤمنين - عليه السلام - او را ديد و از قضيه با خبر گرديد ، پس به عمر فرمود : بايد بگويى زن راست مىگويد ؛ زيرا خداوند در قرآن مىفرمايد :
«
وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً
؛ « 1 » مدت حمل و از شير گرفتن فرزند ، سى ماه است »
و در آيهء ديگر مىفرمايد : «
وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ
؛ « 2 » مادران فرزندان خود را دو سال تمام شير مىدهند » .
و وقتى كه بيست و چهار ماه دوران شير دادن از سى ماه كم شود شش ماه مىماند كه كمترين دوران حاملگى است .
عمر گفت : « اگر على نبود عمر به هلاكت مىرسيد » و زن را آزاد نمود « 3 » .
4 - آبستنى دختر
( 1 ) در زمان خلافت عثمان پيرمردى دخترى را به همسرى گرفت پس از مدتى دختر آبستن گرديد ، پيرمرد حمل را انكار مىكرد ، ماجرا را به نزد عثمان بردند ولى حكم مسأله بر عثمان مشتبه گرديد و از دختر پرسيد ؛ آيا او هنوز دوشيزه است ، دختر به اين مطلب اقرار نمود . عثمان دستور داد وى را حدّ زنند .
امير المؤمنين - عليه السلام - اين را شنيد ، پس به عثمان فرمود : شايد موقعى كه پيرمرد آميزش نموده رحم زن نطفه را جذب كرده و آبستن شده است ، بدون اينكه منجر به افتضاض شود مرد تصديق كرد و گفت : آرى ، من هميشه نطفهام را در ابتداى رحم ريختهام ، بدون اينكه افتضاض حاصل شود .
امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود : حمل از همين پيرمرد است و بايد در سزاى انكارى كه كرده عقوبتى تأديبانه شود . و عثمان نيز طبق داورى آن حضرت حكم
هامش
( 1 ) - سورهء احقاف ، آيهء 14 .
( 2 ) - سورهء بقره ، آيهء 233 .
( 3 ) - مناقب ، سروى ، قضاياه ( ع ) فى خلافة عمر . ارشاد ، مفيد ، ص 110 .