5 - اهميت بيت المال
( 1 ) دو غلام كه يكى از بيت المال و ديگرى از مردى بود ، از اموال بيت المال دزدى كردند ، امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود : بر غلام بيت المال حدّى نيست ؛ زيرا بعضى از مال خدا بعض ديگرش را خورده و آن ديگر را پيش خوانده دستش را قطع كرد سپس فرمود : به او گوشت و روغن بخورانند تا زخمش خوب شود « 1 » .
6 - زندانى كردن دزد
( 2 ) دزدى را نزد عمر آوردند ، عمر يك دستش را قطع كرد ، بار ديگر دزدى نموده او را نزد عمر آوردند ، يك پايش را قطع كرد ؛ بار سوم نيز عمر خواست دست ديگرش را قطع كند ، امير المؤمنين - عليه السلام - به وى فرمود : چنين نكن ؛ زيرا يك دست و يك پايش را بريدهاى و ليكن او را زندانى كن « 2 » .
7 - عفو از حدّ
( 3 ) مردى نزد امير المؤمنين - عليه السلام - آمده و به دزدى خود اعتراف نمود . امام - عليه السلام - به وى فرمود : آيا چيزى از قرآن مىدانى ؟
گفت : آرى ، سورهء « بقره » را مىدانم .
فرمود : دستت را در عوض آن سوره به تو بخشيدم .
اشعث گفت : آيا حدّى از حدود خدا را تعطيل مىكنى ؟
على - عليه السلام - به وى فرمود : تو از احكام خدا چه مىدانى ؟ و آنگاه فرمود :
اگر مثبت حدّ ، گواه و شاهد باشد امام نمىتواند از آن درگذرد ، ولى اگر مثبت حدّ ، اقرار خود جانى باشد امام اختيار دارد مىتواند او را عفو كند و يا به او حدّ بزند « 3 » .
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، كتاب الحدود ، باب النوادر ، حديث 24 .
( 2 ) - مناقب ، سروى ، قضاياه ( ع ) فى عهد الثانى .
( 3 ) - من لا يحضر ، كتاب الحدود ، حد السرقة حديث 9 .