تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠
مدينه بيش از آن روز گريسته باشند « 1 » . به هر حال گفتنى در اين زمينه بسيار است ، و شرح ماجرا غم‌انگيز ، و در همين جا عنان قلم برمىكشيم ، و خداى را در آغاز و انجام مىستائيم ، و بر رسول او و اهل بيت طاهرينش درود مىفرستيم ، براى هميشه تا روز رستاخيز .

سخنان على ( ع )

و اينك شرح داستان جانشينى پس از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را در يك بيان كوتاه و خلاصه از زبان امير المؤمنين على - عليه السلام - بشنويم : « هان ! به خدا سوگند ، فلان - ابو بكر - خلافت را مانند پيراهنى در بر كرد حال آن كه به خوبى مىدانست كه من براى خلافت مانند مركز آسيابم كه آسياب به دور آن مىچرخد ، سيل علوم و معارف از قلهء بلند من سرازير ، و هيچ پروازكننده به اوج كمالات من نتواند رسيد ، با اين همه ميان خود و زمامدارى پرده افكنده ، از آن پهلو تهى نمودم ؛ زيرا با خود فكر كردم آيا با دست خالى به دشمنانم حمله كنم و يا در برابر پيشامدى كور و ظلمانى صبر پيشه سازم ، آن چنان پيشامدى كه بزرگسال را فرسوده ، و كم سال را پير . و انسان مؤمن را تا به هنگام ديدار پروردگارش به رنج و ناراحتى وامىدارد ، ديدم صبر و شكيبايى عاقلانه‌ترست ، پس صبر نمودم در حالى كه در چشمانم خس و خاشاك و در گلويم استخوان بود ، چرا كه ميراث خود را تاراج رفته مىديدم ، تا اين كه اوّلى از اين جهان رخت بربست ، ولى امر زمامدارى پس از خود را به فلان شخص - عمر - پاس داد . و آنگاه امام - عليه السلام - به اين شعر اعشى متمثل گرديد - :
شتّان ما يومى على كورها * و يوم حيّان اخى جابر
چقدر فرق است ميان امروز من كه بر پشت شتر در پهنه بيابانها رنج سفر مىكشم و آن روز كه در خدمت حيان برادر جابر در آسايش و راحتى بسر مىبردم » .
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 79 .
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 460 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد على محمد موسوى جزايرى