تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
چون زمام امور خلافت را به دست گرفتم گروهى ( طلحه و زبير و يارانشان ) پيمان شكستند ، و جمعى ( خوارج ) از راه منحرف گشته ، و دسته‌اى ( معاويه و يارانش ) ستمگرى پيشه نمودند ، تو گويى كلام خدا را نشنيده بودند كه مىفرمايد : «
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
» « 1 » . « ما آن ( بهشت جاودان ) آخرت را براى آنان كه در زمين ارادهء علوّ و فساد و سركشى ندارند مخصوص مىگردانيم و حسن عاقبت خاص پرهيزكاران است » . آرى ، به خدا سوگند آن را شنيده و در خاطر داشتند ولى دنيا در نظر آنان زيبا جلوه نموده دل آنان را برده بود . هان ! سوگند به خدايى كه دانه را شكافته ، و جانداران را آفريده ، اگر نبود آن جمعيت حاضر در اطراف من ، و اين كه حجت خدا با وجود آن ياوران بر من تمام گشته ، و پيمانى كه خدا با دانايان بسته كه بر پرخورى ستمكار و گرسنگى ستمديده تحمّل و سكوت ننمايند ، مهار خلافت را بر دوشش انداخته ، و آخر آن را با پيالهء اولش سيراب مىنمودم ( مانند گذشته عهده‌دار آن نمىشدم ) . و مىيافتيد كه اين دنياى شما نزد من از اخلاط بينى يك بز ( كه به هنگام عطسه كردن بيرون مىآيد ) هم ناچيزتر بود » « 2 » .
هامش
( 1 ) - سورهء قصص ، آيهء 83 . ( 2 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 3 ، « شقشقيه » .