اختلاف و ترديدى بوده - تا اين كه نوشته - پس اگر بعد از وفات رسول خدا اعلام شود كه هر كس كه صدقه و يا هبه و يا حقى از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - طلب دارد بگويد كه قولش مقبول و ادّعايش مسموع خواهد بود ، همانا گفتار فاطمه - عليها السلام - دربارهء آنچه كه رسول خدا به او بخشيده ، اولى و احقّ به پذيرش است » « 1 » .
مؤلف : گرچه تصديق فاطمه - عليها السلام - از تصديق ديگران اولى است و ليكن از آنجا كه اين تصديق موجب ضعف حكومت و سلطنت آنان مىشده ، لاجرم از پذيرفتن آن سرباز زدهاند ، و امير المؤمنين خود در اين باره در نامهاى كه به عثمان بن حنيف نوشته مىفرمايد : « بلى كانت في ايدينا فدك من كلّ ما اظلّته السماء ، فشحت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس آخرين ، و نعم الحكم اللّه » .
« بله ، از تمام آنچه كه آسمان بر آن سايه افكنده ( از مال دنيا ) فدك در دست ما بود ، پس گروهى بر آن بخل ورزيده ( به غصب آن را از ما گرفتند ) ، و گروهى ديگر ( امام - عليه السلام - و اهل بيتش ) بخشش نموده از آن گذشتند ، و خداوند نيكو داورى است » « 2 » .
و جوهرى در « سقيفه » و احمد بن ابو طاهر در « بلاغات النساء » - كه از بزرگان آنان هستند - مىنويسند : كه فاطمه - عليها السلام - در ضمن خطبهاش به ابو بكر فرمود : اى پسر ابى قحافه ! ابا دارد خدا از اين كه تو از پدرت ارث ببرى ولى من از پدرم ارث نبرم ؟ عجب دروغى گفتى ! بگير آن را مهار كرده ، و زين بسته ( با تمام توابع و ضمائم ) كه در روز رستاخيز تو را ملاقات خواهد نمود ، همانا خداوند نيكو داورى است و ضامن محمّد ، و وعدهگاه قيامت ، و به هنگام ساعت ( رستاخيز ) اهل باطل زيانكار ، براى هر خبرى وقت معينى است ، و به زودى بر شما معلوم مىشود كه كداميك از ما و شما به عذاب ذلت و خوارى گرفتار ، و عذاب دائم خدا را مستوجب خواهيم شد . راوى مىگويد : هيچ روزى ديده نشده بود كه زن و مرد
هامش
( 1 ) - فتوح البلدان ، ص 46 .
( 2 ) - نهج البلاغه ، در ضمن نامهء 45 .