شگفتا ! با اين كه اوّلى در زمان حياتش از مردم خواستار فسخ و اقاله خلافت بود ولى زمامدارى پس از مرگ خود را براى ديگرى بست ، چه بيرحمانه و جدّى آنان پستانهاى خلافت را ميان خود تقسيم كردند . شخص اول حكومت را در طبعى خشن قرار داد كه دلها را بشدّت مىآزرد ، و تماس با او ناراحتكننده و خشونتآميز بود ، لغزشهايش بسيار و به دنبال آنها پوزشهاى پىدرپى . مصاحب با او چونان سوار بر شتر چموش كه اگر مهارش را بكشد بينى شتر پاره شود ، و اگر رهايش كند او را در پرتگاه سقوط هلاك نمايد .
به خدا سوگند ، مردم در ايام خلافت دوم به اشتباه و سركشى . و رنگ برنگ شدن ، و دورى از حق گرفتار شدند ، و من در اين مدت طولانى و مشقتبار تحملها نمودم تا اين كه دومى نيز براهش برفت ، ولى امر زمامدارى را در ميان گروهى قرار داد كه گمان مىكرد من هم يكى از آنان هستم .
پناه بر خدا ! از شوراى او ، چه وقت من در برابر شخص اول در رابطه با خلافت مورد ترديد بودم كه اينك با اعضاى اين شورا ، قرين و رديف گردم و ليكن بناچار با آنان پرواز نموده و در نشيب و فراز همراهشان گرديدم . در اين هنگام يكى از آنان ( سعد بن ابى وقاص ) به علت حسد راه كج در پيش گرفت ، و ديگرى نيز ( عبد الرحمن بن عوف ) به جهت خويشاوندى و اين كه داماد عثمان بود به جانب او متمايل گشت ، بعلاوه ، بر خصلتهاى زشت ديگرشان ، تا اين كه نفر سوم ( عثمان ) از ميان اين گروه برخاست در حالى كه شكم خود را فراخ و پرباد كرده ، فكرى جز خوردن نداشت ، و به همراه او فرزندان پدرش ( بنى اميه ) برخاسته ، همگى مال خدا را با دهان پر مىخوردند همانند خوردن شتر علف بهارى را تا اين كه سرانجام بافتههايش پنبه شد ، و اعمالش او را به كشتن داد ، و شكمخوارگى وى را به رو انداخت .
( پس از قتل عثمان ) ازدحام و انبوه وحشتآور مردم كه به يال كفتار شباهت داشت به سوى من روى آورد ، به حدى كه حسن و حسين - عليهما السلام - پايمال شده ، و دو طرف لباسم پاره گرديد و همچون گلهء گوسفند مرا در ميان گرفتند . و
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 461
مساهمون: الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري )
ص٤٦١