تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
نموده است ، تصميم گرفتند او را بكشند ، ولى بعضى از آنان ممانعت كرده ، گفتند : او را نزد على بن أبي طالب مىبريم ، خواهر را نزد على - عليه السلام - برده و ماجرا را شرح دادند . امير المؤمنين : طشتى پر از لجن برايم بياوريد ! و به زن دستور داد ميان طشت بنشيند و در آن حال زالو از جوف زن بيرون آمد و در ميان طشت قرار گرفت . برادران چون اين تدبير و علاج حيرت‌آور بديدند ، گفتند : يا على ! تو پروردگار ما هستى و تو غيب مىدانى ! امير المؤمنين - عليه السلام - آنان را از اين گفتار منع نمود و به آنها فرمود : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - از طرف خداوند به من خبر داده كه اين قضيه در اين ماه و در اين روز و در اين ساعت ، واقع خواهد شد « 1 » .

4 - داستان جويريه

( 1 ) مردى با جويرية بن عمر بر سر ماده اسبى با هم نزاع مىكردند ، و هر كدام ، آن را از خود مىدانست . على - عليه السلام - فرمود : گواه داريد ؟ گفتند : نه . پس به جويريه فرمود : اسب را به اين مرد بده ! جويريه گفت : يا امير المؤمنين ! بدون گواه ؟ على - عليه السلام - فرمود : من به تو از خودت آگاهترم ، آيا فراموش كرده‌اى رفتار جاهلانه‌ات را در عصر جاهليت . و حضرت او را از كردارش خبر داد « 2 » . « 3 »
هامش
( 1 ) - بحار ، ج 40 ، ص 242 . ( 2 ) - بحار ، ج 41 ، ص 288 . ( 3 ) - گرچه اخبار اين فصل مرسله هستند ، ولى تعجب ندارد كه آن اعمال حيرت‌آور از آن شخصيت نامتناهى سر زده باشد ، و به همين جهت بوده كه پاره‌اى از مردم آن حضرت را خداى خود دانسته‌اند . و خود آن حضرت آنان را با آتش سوزانده است ( در فصل 50 گذشت ) .
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 300 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد على محمد موسوى جزايرى