دور كرد .
پس اهل حجاز گفتند : كه با آن ضربه ، سر او را پراند ، و اهل عراق گفتند :
عضوى از او را قطع كرد .
و آنگاه على - عليه السلام - به پيامبر عرضه داشت : يا رسول اللّه ! ما شما را در وحى تصديق مىكنيم چگونه در چهار صد درهم تصديق ننمائيم ؟ ! « 1 »
و در خبرى آمده : كه پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - به ابو بكر و عمر رو كرده و به آنان فرمود : اين حكم خداست نه آنچه كه شما به آن حكم كرديد .
مؤلف : گرچه امير المؤمنين از صنايع حيرتآور خدا و نفس پيغمبر است و محال است كه آن دو و ديگران به مقام و منزلت او برسند همچون « ثرى » و « ثريا » الّا اين كه آنان به قدر ساير صحابهء پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - هم توجه نداشتهاند . و اين خزيمة بن ثابت است كه در نظير چنين قضيهاى براى پيامبر گواهى ناديده داد ، و پيامبر به وى فرمود : چگونه گواهى ناديده مىدهى ؟
عرضه داشت : يا رسول اللّه ! ما شما را در وحى و اخبار آسمانى تصديق مىكنيم ، چگونه ممكن است در خبرهاى زمين تصديق ننمائيم . پس رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - گواهيش را پذيرفت و يك شهادتش را جاى دو شهادت قرار داد و به همين جهت « ذو الشهادتين » لقب يافت .
2 - داستان قدامه
( 1 ) قدامة بن مظعون ، شراب نوشيد ، عمر تصميم گرفت بر او حدّ جارى كند ، قدامه به عمر گفت : حدّ بر من روا نيست ؛ زيرا خداوند در قرآن مجيد مىفرمايد : «
لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا
» « بر آنان كه ايمان آوردهاند و كردار شايسته انجام دادهاند ، گناهى نيست در آنچه خوردهاند ، هرگاه بپرهيزند و ايمان بياورند و كارهاى شايسته بكنند » .
هامش
( 1 ) - مناقب سروى ج 1 ص 490 .