فصل بيست و نهم سوگند خاص
1 - سوگند دادن لال
( 1 ) از امير المؤمنين - عليه السلام - از كيفيت سوگند دادن شخص گنگ پرسش نمودند ؛ آن حضرت - عليه السلام - فرمود : سپاس خداى را كه مرا از دنيا نبرد تا اين كه تمام نيازهاى مردم را برايشان بر طرف سازم . آنگاه فرمود : برايم قرآنى بياوريد ! چون آوردند به مرد گنگ رو كرده و فرمود : اين چيست ؟
مرد گنگ سر به سوى آسمان بلند كرده و فهماند كه آن قرآن است .
سپس امام - عليه السلام - فرمود : ولىّ او را حاضر كنيد ! برادرش را آوردند ، امام آن مرد را در كنار برادر گنگ خود نشانيد و پس از آن فرمود : اى قنبر ! برايم قلم و كاغذ بياور ، قنبر قلم و كاغذ آورد . پس به برادر گنگ فرمود به برادرت بگو كه قاضى بين تو و خصمت على - عليه السلام - است ، مرد موضوع را به برادر خود فهماند ، در اين موقع آن حضرت - عليه السلام - دعايى مشتمل بر برائت ذمه گنگ نوشت و آن را با آب شست و به وى فرمود : آب را بياشامد ، ولى مرد گنگ از نوشيدن آب امتناع ورزيد ، پس امام - عليه السلام - او را به پرداخت دين ملزم گرداند « 1 » .
هامش
( 1 ) - تهذيب ، ج 6 ، ص 319 ، حديث 86 .